پنجشنبه, ۵ بهمن ۱۴۰۲، ۰۹:۰۴ ق.ظ
علی اصغر شمیمی
صفت دوازدهم:کج خلقى
و آن نیز نزدیک به غلظت و بدخوئى است و ظاهر آن است که غلظت و درشتى از ثمرات کج خلقى باشد.همچنان که انقباض روى و دلتنگى و بدکلامى نیز از آثار آن است و این صفت از نتایج قوۀ غضبیه است و این از جمله صفاتى است که آدمى را از خالق و خلق دور مىکند و از نظر مردم مىافکند و طبعها را از او متنفر مىکند. و هر کج خلقى اغلب مسخرۀ مردمان و مضحکۀ ایشان مىشود و لحظهاى از حزن و الم و اندوه و غم خالى نیست. و از این جهت حضرت امام جعفر صادق-علیه السّلام-فرمودند که:«هر که بد خلق است خود را معذب دارد». و بسیار مىشود که به واسطۀ کج خلقى ضررهاى عظیم به آدمى مىرسد و از نفعهاى بزرگ محروم مىشود و عاقبت هم آدمى را به عذاب اخروى مىافکند.
مروى است که:روزى به حضرت رسول-صلّى اللّه علیه و آله-عرض کردند که: فلان زن روزها روزه مىگیرد و شبها را به عبادت به پاى مىدارد ولیکن بد خلق است و از کج خلقى به همسایگان خود آزار مىرساند.آن حضرت فرمودند:هیچ خیرى در او نیست،و او از اهل جهنم است.
و آن حضرت فرمودند که:«بد خلقى بنده را مىرساند تا اسفل درک جهنم.
و باز آن حضرت فرمودند که:«خدا منع کرده است قبول توبه بد خلق را.عرض کردند که:چرا یا رسول اللّه؟فرمودند:به علت اینکه هر وقت از گناهى توبه کرد در گناهى بدتر مىافتد».
و فرمودند که:«بد خلقى گناهى است که آمرزیده نمىشود.و بعضى از بزرگان گفتهاند که:«اگر مصاحبت و همنشینى کنم با فاسق فاجر خوش خلقى، دوستتر دارم که با عابد کج خلقى بنشینم.
۰۲/۱۱/۰۵
۰
۰
علی اصغر شمیمی
برچسب: نویسنده: شیدا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 22:50
جمعه, ۲۰ بهمن ۱۴۰۲، ۰۷:۲۶ ق.ظ
علی اصغر شمیمی
خبر از فتنه
از خطبه هاى آن حضرت علیه السّلام است (که پس از خاتمه جنگ نهروان فرموده و از خطبه هاى مشهوره آن بزرگوار مى باشد که در آن فضائل و مناقب خود را شرح داده و براى جهّال و غافلین مقام و منزلت خویش را بیان کرده تا بدستور او رفتار نموده امر و فرمانش را پیروى نمایند، و بعد از آن از فتنه و فساد بنى امیّه و سختی هایى که در زمان سلطنت و پادشاهى هر یک از آنها بمردم وارد شده و انقراض دولت آنان خبر داده): پس از حمد و ثناى الهىّ و درود بر پیغمبر اکرم، اى مردم من چشم فتنه و فساد را کور کردم (با طلحه و زبیر و پیروانشان در جنگ جمل و با معاویه و لشگرش در جنگ صفّین و با خوارج در نهروان جنگیده نگذاشتم فسادشان عالم گیر گردد) و غیر از من کسى بر (دفع) آن فتنه و فساد جرأت نداشت، پس از آنکه تاریکى آن موج زده و سختى آن رو به افزونى نهاده بود (همه جا را فتنه فرا گرفته هیچکس نمى دانست چه باید کرد، زیرا اهل اسلام حکم جنگیدن با اهل قبله را از آن پیش ندانسته جرأت بر آن نداشتند، چنانکه ابن عمر و سعد ابن مالک و ابو موسى و مانند ایشان از آن حضرت کناره کرده گفتند: از این فتنه اى که در میان مسلمانان واقع شده اجتناب و دورى سزاوار است) پس (چون بهمه چیز دانا هستم احکام و مسائل دین خود را) از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید، و (بحکم عقل و نقل جرأت نیست کسی را جز علىّ ابن ابى طالب و ائمّه طاهرین علیهم السّلام که در بالاى منبر بگوید: فاسألونی قبل أن تفقدونى یعنى بپرسید از من پیش از آنکه مرا نیابید. زیرا پرسشها بیشمار و گوناگون است، بعضى راجع بمعقول و برخى مربوط بمنقول و دسته اى در باب عالم شهود و پاره اى در باره عالم غیب و همچنین راجع به گذ
برچسب: نویسنده: شیدا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 22:50